|
CGART
:
کمی از دوران تحصیلت در
Art Center College of Design
برایمان بگو.
Art Center
یک جای فوق العاده بود! وقتی مدرسه را تمام کردم و در فکر
رفتن به دانشگاه بودم، پدرم یک کاتالوگ
Art Center
را نشانم داد، که آنرا در سال اول ورود به آمریکا در سال
1979 گرفته بود. کاتالوگ حداقل 20 سال عمر داشت! اما با
این حال من رو از خود بی خود کرد! مشاهده تلفیق هنر و تفکر
خلاقانه در آن خیلی هیجان انگیز بود. پدرم از همان اول
رسیدنمان به آمریکه علاقه خاصی به این دانشگاه داشت، اما
بودن در سنین سی سالگی و مسئولیت در قبال خانواده رفتن به
آنجا را برایش ممکن نساخت. اما یک روز در سال 1995 من
بهمراه پدرم برای دیدن محیط دانشگاه به آنجا رفتیم و من
عاشق آنجا شدم!
Art Center
با بقیه دانشگاه ها فرق داشت و میانگین سنی دانشجویان آن
24 بود. آنها آمدن به آنجا را بدون گذراندن یک دوره تحصیلی
معمولی در یک دانشگاه مناسب نمی دانستند. آنها می گفتند
دوره ها بسیار سخت هستند، و آنجا محلی برای زندگی اجتماعی
مشابه در دانشگاه های دیگر نیست. همچنین داشتن یک
portfolio
با محتوای مشخص برای رشته که می خواستید برای آن اقدام
کنید ضروری بود، برای مثال داشتن یک
portfolio
با محتوای
figurative art
برای رشته طراحی صنعتی مناسب نبود.
بنابر این من از یک سال قبل از اینکه برای
Art Center
اقدام کنم به ساخت یک
portfolio
برای خودم اقدام کردم. در آن زمان 19 سال داشتم، و برایم
عجیب بود که همه سن و سالشان از من بیشتر است. هر کلاس از
ساعت 9 صبح تا 4 بعد از ظهر بود و در هر ترم باید 5 یا 6
کلاس را بر می داشتیم. جدا از آن حدود 7 ساعت در هر شب
برای تکالیف و تمرین ها زمان لازم بود. ساعات خیلی کمی می
خوابیدیم و گاهی اوقات دانشگاه را ترک نمی کردیم. بعضی
وقتها هم در ماشین می خوابیدیم و بدترین غذا رو می خوردیم
تا تکالیفمان را انجام دهیم! نمی تونم بگم چقدر از استعداد
و توانایی های هم کلاسی هایم شگفت زده بودم، و کم کم
فهمیدم که مطالبی که اساتید تدریس می کنند در مقابل حس
رقابت با توانایی های هم کلاسی هایمان از اهمیت کمتری
برخوردار بود. الان خیلی از هم کلاسی هایم کارهای فوق
العاده ای مکنند و اکثرا در صنعت فیلم مشغول هستند. دوره ی
من در
Art Center
بیشترین تاثیر رو در روند زندگی ام داشت.
CGART
:
تا جایی که می دانم اول با طراحی محصول (Product
Design)
شروع کردی. درسته؟ فعالیتت در این رشته چطور بود و چگونه
به هنرهای سینمایی و گرافیک کامپیوتری علاقه مند شدی؟
بله درسته. اول فکر می کردم که می خواهم یک طراح اتومبیل
شوم، اما بعد از گذراندن چند کلاس آنرا با محدودیت دیدم و
به طراحی محصول روی آوردم، چرا که تنوع بیشتری در آن بود.
در نیمه راه تحصیلم در شرکت مشاور طراحی محصول به عنوان
کار آموز مشغول به فعالیت شدم. پس از مدت کوتاهی کار متوجه
شدم که حتی طراحی محصول هم محدود است و تصمیم گرفتم وارد
صنعت فیلم شوم. شما در صنعت فیلم می بینید که طراحی وسایل
نقلیه و طراحی محصول به میزان طراحی لباس، معماری، طراحی
شهری و مهمتر از آن طراحی داستان اهمیت دارد.
CGART
:
چطور آنچه را که دنبالش بودید فرا گرفتید و در این راه از
چه منابعی استفاده کردید؟
بعد از دوره کار آموزی، نصف دوره تحصیلم مانده بود و به هم
کلاسی های بزرگتر از خودم بعنوان الگو نگاه می کردم. بغیر
از
Art Center
افراد مستعد و معروف دیگری نیز بودند، که حتما آنها را می
شناسید :
Mark Goerner (www.grnr.com)
،
James Clyne (www.jamesclyne.com)
و
Ryan Church (www.ryanchurch.com)
. با مشاهده کارهای آنها، با اینکه طراح صنعتی بودند،
دیدم که فعالیت خود را در طراحی خیلی بیشتر از اینها گسترش
داده بودند. به اعتقاد من طراحی های هر فرد به مهمی نحوه
برقراری ارتباط او با طرح ها می باشد، پس فراگیری طراحی در
شاخه های مختلف را ضروری دیدم.
|