|
 |
|
CGART
:
سلام حبیب، لطفا کمی از خودت برامون بگو، کجا زندگی می کنی
و چطور به هنر علاقمند شدی؟
من در ونکوور در کانادا زندگی می کنم و در مدرسه "حکمت" به
هنر علاقمند شدم. من کلاس سوم بودم و یادم میاد که یکی از
بچه ها هنرمند خیلی با استعدادی بود که در کلاس پنجم درس
می خوند، و اون موقع اون برای من مثل یک فارغ التحصیل
دانشگاهی بنظر میومد و من هر روز ازش خواهش می کردم که یه
چیزی برایم طراحی کند! یک روز بالاخره اون برام یک
هواپیمای مسافر بری رو از نمای بغل کشید که من رو مبهوت
خودش کرد. از اون روز من تقریبا هر روز طراحی می کردم و
آرزوم این بود که مثل اون بشم. این برای من یک شروع بود، و
از اون موقع هنرمندای معروف زیادی برای من الگو بودند،
کسانی مثل
Luigi Colani
،
Syd Mead
،
Joe Johnston
،
Craig Mullins
،
Ryan Church
و خیلی های دیگه. |
|
|
 |
این مصاحبه
در دو صفحه تهیه شده است. مشاهده صفحه دوم : |
|
CGART
:
در چه رشته ای تحصیل کردی و چطور وارد دنیای هنرهای
دیجیتال و سینما شدی؟
وقتی 13 ساله بودم می دونستم که می خوام طراحی صنعتی
بخونم، اما وقتی به دانشگاه
British Columbia
در
Vancouver
رفتم آنجا رشته طراحی صنعتی در مقطع کارشناسی وجود
نداشت. بخاطر همین از هنرهای تجسمی به مهندسی مکانیک
تغییر رشته دادم تا با این کار پیشینه فنی خوبی داشته
باشم و برای رفتن به کالج طراحی خودم رو آماده کنم.
این خیلی کار سختی بود چرا که من با پیشینه هنری وارد
شده بودم، اما شدیدا مصمم بودم که چیزی جلو راهم قرار
نگیرد و به جایی که می خوام برسم. من در عین حال در
کلاسهای هنری به انتخاب خودم شرکت می کردم. همه از من
می پرسیدند "تو یک هنرمند هستی یا یک مهندس؟!" و خیلی
متوجه حرفم نمی شدند وقتی جواب می دادم "هر دو" ! در
زمان تحصیل شما باید یکی را انتخاب کنید. من به
لئوراندو داوینچی ایمان داشتم و اون رو بعنوان یک
هنرمند و کسی که همزمان از خلاقیت و دانش فنی نیز
برخوردار بود در نظر داشتم. یک سال قبل از اینکه از
UBC
فارق التحصیل بشم از جایی به نام
Art Center College of Design
در
Pasadena
با خبر شدم، و وقتی کاتالوگ نمونه آثار دانش آموزان
اینجا را دیدم، و اینکه
Syd Mead
جزء اساتید این مرکز بود هدفم رو برای رفتن به
Art Center
تعریف کردم. روزی که نامه قبول شدنم در
Art Center
به دستم رسید روز خیلی خوب و هیجان انگیزی بود! من در
حالی به
Art Center
می رفتم که قبل از اون فعالیت جدی هنری نداشتم، و همه
چیز بنظرم عالی بود. هم دوره ای های خلاق و قوی، پروژه
های طراحی منحصر به فرد، ایده پردازی و ساخت آنها، همه
و همه عالی بودند.
|
|
 |
CGART
:
اولین تجربه حرفه ایت در هالیوود چی بود؟
و چه نقشی در آن داشتی؟
من در سال 1990 کارم رو در صنعت فیلم شروع
کردم، در پروژه ای به اسم
Adventures in Dinosaur City
که اول بعنوان
Concept Artist
در آن مشغول شدم اما نقشم به ساختن جلوه
های بصری
CG
فیلم تغییر یافت. این پروژه در راستای
روند ساخت فیلمهای
IMAX
بود و درست قبل از آن بود که در
ILM
پذیرفته شوم.
|
|
CGART
:
چه زمانی کار جدی خودت رو شروع کردی، و اولین پروژه جدی که در آن
فعالیت کردی چه بود؟
فکر کنم کارم زمانی وارد مرحله جدی شد که
ILM
من رو برای کار در پروژه فیلم
The Mask
پذیرفت. اما نمی تونم بگم اون یک پروژه خیلی جدی و چالش برانگیز
بود، فکر کنم
Twister
اولین پروژه جدی من بود، بعد از کار روی فیلم
Star Trek Generations
.
CGART
:
تخصص اصلی خودت رو در این صنعت چی می دونی و انگیزه اصلیت چیست؟
تخصص من در
CG
و
Visual Arts
ساخت و اجرای جلوه های ویژه و تعریف آن در ابتدای پروژه فیلم و
هدایت یک تیم در جهت ساخت تکمیلی و اجرای آن تا انتهای تیم می
باشد. انگیزه اصلیم هم انجام دادن کارهایی فراتر از محدودیت های
زمان حال در صنعت فیلم و
CG
هست، کارهایی که تا قبل از آن به انجام نرسیده باشد.
CGART
:
در کار خودت بیشتر از چه ابزار ها و نرم افزار هایی استفاده می کنی
و آیا در حال حاضر به عنوان کارگردان هم به سراغ این نرم افزار های
می روی؟
خنده داره اگه بگم این روزها بیشتر با
Power Point
کار می کنم!! من به میزان زیادی از
Photoshop
،
Maya
و
Mudbox
استفاده می کنم، وقت هایی که پاسخ دادن
Email
های کاری در روز تمام شود! همچنین از
Sketch Book Pro
برای ایده پردازی هام استفاده می کنم. خیلی مثل قبل خودم مستقیما
روی پروژه کار نمی کنم، اما حتما تا جایی که بتونم این کار رو می
کنم که مهارت هام رو بروز نگه دارم. همچنین وقت زیادی رو برای کار
با
Game Engine
ها صرف می کنم تا راه هایی برای بهتر به نظر رسیدن صحنه ها پیدا
کنم، که البته برای هر پروژه بحثی متفاوت است.

CGART
:
فکر کنم خیلی از افراد درباره تجربیات حرفه ای تو در کمپانی
Electronic Arts
مطلع باشند. چطور وارد صنعت بازی های کامپیوتری و شرکت بزرگ
EA
شدی؟
حدود 12 سال بود که در شاخه
Visual Effects
و فیلم کار می کردم، ولی به این دلیل به سرگرمی های تعاملی و بازی
های کامپیوتری علاقمند شدم که داینامیک بود و نیاز به زمان های
زیاد برای رندر نداشت! بنظر میرسید که جای خیلی زیادی برای پیشرفت
هست، و گرافیک با سرعت و بطور متداوم هر ساله در حال پیشرفت بود،
همچنین نوآوری های زیادی در این صنعت در حال اتفاق افتادن بود.
گمان کنم من به کار کردن در چیزهایی که برای اولین بار اتفاق می
افتند اعتیاد داشته باشم! من در آن زمان سمینارهایی در رویدادهای
Visual Effects Society
داشتم که به مصاحبه ام با
EA
انجامید و تصمیم به کار در این صنعت جذاب گرفتم.


تمامی حقوق بخش مصاحبه متعلق به سایت cgart.ir
است. استفاده از مطالب و عکسها در صورت
هماهنگی با
info@cgart.ir مجاز است. |