|
CGART :
هدف نهاییتان چیست؟
به نظرم هنری به درد می خوره که بعد از ارائه به هرکسی
بتونه بهترین تاثیرو بگذاره و تا جایی که میتونه احساسات
خوب رو در افراد زنده کنه. هدف من هم در هنر فقط رسیدن به
این جایگاهه و حتی اگر روزی بیاد که فقط یک نفر رو به فکر
وادار کرده باشم و احساس خوبی رو درودش به وجود آورده باشم
کافیه. ولی هنوز خودم رو خیلی دور از اون جایگاه می بینم و
دارم براش تلاش می کنم.
CGART :
برای
خلق یک کاراکتر چه مقدماتی لازمه؟ آیا در پروژه ها آزاد به
خلق کاراکتر دلخواه هستید یا طبق برنامه باید عمل کرد؟
برای
خلق یک کاراکتر به خیلی چیزا احتیاج داریم که برایند همه ی
اونها مهمه. دونستن آناتومی الزامیه و اینکه بدونید با
تغییر اجزای آناتومی چه بلایی سر کاراکترتون می آد. چیز
دیگه ای که فکر می کنم خیلی مهمه درک هنرمند از چهره ی
افراده، یا بهتر بگم روانشناسی چهره. به غیر از دانستنی
های آکادمیک، حس شخصی هنرمند در روند ساخت هر اثر هنری
تاثیر غیرقابل انکاری داره که کاراکتر هم از این قانون
پیروی می کنه. تجربیات در روابط اجتماعی و شخصی هنرمند هم
کاملاً مهمه. قدرت طراحی لباس ، زیورآلات ، وسایل و
چیزهایی که باعث باور پذیرتر شدن شرایط کاراکترتون میشه رو
دست کم نگیرید. جزئیات کولاک می کنه.
خیلی وقت ها شرایط اجازه نمیده که در مورد کار مطالعه
داشته باشیم ولی مطالعه درباره ی سوژه ی درحال طراحی حتماً
لازمه. مثلاً اگر داریم یک کاراکتر بنگالی میکشیم براش
لباس افغانی نکشیم! فقط خواستم یه مثالی زده باشم!!!
میمیک صورک هم خیلی مهمه. برای اینکار میتونید از آینه
استفاده کنید. اونوقته که به استعدادهای کشف نشده ی خودتون
پی میبرید!
دیگه اینکه خیلی از چیزها بدیهی هستن و احتیاجی به مطالعه
ندارن. مثلاً اینکه اصلاً دلنشین و دلچسب شده یا نه!؟ یا
حسی رو که باید داشته باشه داره یا نه!؟ اصلاً پایی که
براش کشیدیم قدرت تحمل وزنشو داره؟ یا اگه عمداً اونو
کوچیکتر طراحی میکنیم به چه نتیجه ای میخوایم برسیم؟ و
چیزهایی ازین دست. البته هیچوقت مشورت گرفتن رو فراموش
نکنید.
طراحی کاراکتر واقعاً لذت بخشه، چون با کوچکترین تغییر در
یکی از اجزا، شما کاملاً متوجه تغییر در رفتار ، واکنش ها
و حرکت هاش میشید ولی اگر قرار باشه که یک کار تیمی انجام
بدید و تابع نظر یک سلیقه باشید، باید تمام دانشتون رو به
کار بگیرید تا برایند کلی کار متعلق به اون فضا باشه . توی
کار تیمی باید تابع شرایط پروژه باشید.
CGART :
بیایید
کمی راجع به
CG
و انیمیشن در ایران بحث کنیم. نظرتون راجع به این صنعت در
ایران چیست؟
راستش خیلی دل خوشی ندارم که راجع بهش صحبت کنم ولی با
داشتن استعدادهای خوب و پتانسیل بالا متاسفانه اون جایگاهی
رو که ازش انتظار میره نمی بینم و هنوز اونطور که باید،
شناخته شده نیست. نسبت به چند سال پیش خیلی پیشرفت کردیم
ولی وقتی مدیر یک موسسه ی هنری و یا حتی یک تهیه کننده از
ساده ترین و بدیهی ترین چیزهای این هنر- صنعت اطلاعی ندارن
وضعیت خوبی رو نمیشه ازش انتظار داشت. بخش خصوصی و
هنرمندان بی ادعا و بدون پشتوانه بیشترین خدمت رو به
انیمیشن کردن. وضعیت انیمیشن هم یه جورایی شبیه وضعیت
کشاورزیه: همش روی دوش کشاورز بیچارس. به قول یکی از
همکارام از کار معدنم سخت تره!
CGART :
چرا
شرکت معتبری مثل صبا با وجود در اختیار داشتن امکانات و
نیروی کارآمد هنوز حرفی برای گفتن ندارد؟
به نظرم صبا هم حکم دلال انیمیشن رو داره و هم حکم
کارفرما. شما کارهای خوبی هم میبینید که با آرم صبا تولید
میشن ولی محصول صبا نیستن و به سفارش صبا توسط شرکتها و
افراد دیگه ای ساخته شدن. اما در مجموع با اینکه خیلی ها
رو اونجا میشناختم که واقعاً برای انیمیشن ایران زحمت می
کشیدن ولی این ضعف دلایل زیادی می تونه داشته باشه. به
نظرم اولیش ضعف مدیریته، بدون شک.
دومیش توخالی بودن و نبودن یک روند منطقی برای مفهوم کار
هست. این دومی خیلی فکر منو به خودش مشغول کرده بود و چون
به جواب درستی نرسیدم بی خیالش شدم. بذارید یه مثال بزنم.
الگوی ساخت یک انیمیشن در صبا معمولاً برگرفته از الگوی
امریکایی یا بهتر بگم الگوی انیمیشن های والت دیزنیه و
همونطور که میدونید توی اکثرشون هم آواز ، رقص ، عشق و
هزاران چیز غیر قابل تصور برای انیمیشن ما وجود داره. پس
وقتی می خوایم با این الگو که کاملاً مادیه کار مذهبی و
معنوی انجام بدیم نتیجش همینی میشه که میبینید!
صبا توی کلیشه دست و پا میزنه. یا بهتر بگم غرق شده.
بخش سومش برمیگرده به هنرمند ما. عدم آشنایی با تکنیک های
روز ، انجام کار فقط به منظور گذران و کسب حقوق ماهانه به
خاطر اجبار زندگی ، نداشتن آرامش روحی و احترام و ارزش
اجتماعی و هزاران چیز دیگه که دست به دست هم میده تا شما
کار خوبی ارائه ندی. همینطور باز نبودن دست هنرمند برای
خلاقیت بیشتر و یا هم طراز شدن بهای کار خوب با کارهای
معمولی تر و در نتیجه اجبار برای پایین آوردن سطح کار و
... باعث این ضعف میشه.
یک دلیل دیگه هم میتونه سفارشی کار کردن باشه ، به این
معنی که شما مجبور به تامین رضایت سفارش دهنده باشید و هر
چیزی که توی سلیقه ی ایشون هست رو اجرا کنید!
این همه معادله! ریاضیدانم باشی از پسش بر نمیای چه برسه
به انیماتور!
CGART :
و
به نظر شما چرا اینقدر انیمیشن در ایران به ساخت تیزر و
انیمیشن های تبلیغاتی و تجاری محدود شده؟ چرا از هنر اثری
نیست؟
اگر از انیمیشن به معنی درستش حمایت بشه ، هستن کسایی که
دغدغه ی ساخت انیمیشن های خوب رو دارن و تنوع و کیفیت
کارها هم حتماً بالا میره. ولی تا جایی که می دونم همه جای
دنیا بیشترین تولیدات مربوط به کارهای تجاری میشه. اما یک
فرق بزرگ بین این کارها وجود داره. اینجا کارفرما به خودش
اجازه میده تا دقیقاً توی کار شما دخالت کنه و اعمال
سلیقه و نظر کنه.
مشکل دیگه مافیای تبلیغاته که به خاطر دراختیار داشتن
دقایق عمده ی تبلیغات تلویزیونی ، کارهای معمول رو به خورد
ملت میده! در یک همچین شرایطی هرکی قیمت پایین تری بده
برده. پس کار هنری خیلی مورد توجه قرار نمیگیره. در صورتی
که تبلیغات خوش ساخت و هنری همه جای دنیا طرفدار داره و
باعث جلب مشتری میشه حتی ایران، ولی مشکل اصلی تولیده!
همین الان هم بعضی وقتا تبلیغای خیلی هنری و خوش ساخت و
خوش فکری میبینم که قابل تحسینن ، ولی عمده ی تبلیغات ما
باعث آزار بیننده میشن تا جذب اونها.
CGART :
همونطور که می دونید و می بینید ، توانایی های فردی در
ایران با جاهای دیگه قابل رقابته اما چرا اثری از کار تیمی
خوب نیست؟
به چند دلیل: اول اینکه هرکسی نمیتونه خودش رو با هر
شرایطی وفق بده و ازونجایی که کمتر کار تیمی کردیم و خیلی
وقتا پیدا
کردن آدمای هم هدف و هم جهت در یک جا خیلی سخت میشه،
خیلی از هنرمندا ترجیح میدن تنهایی کار کنن. خیلی از
هنرمندای دنیا هم هستن که تنها کار میکنن ولی وقتی پای
صنعت به میون میاد کار تیمی بهترین نتیجه رو میده. اما با
مدیریت درست و هماهنگ. و دیگه اینکه بیشتر ما آچار فرانسیه
ایم و در یک چیز خیلی جزیی تخصص لازم رو نداریم. میتونیم
کار راه بندازیم و فعلاً خودش کفایت میکنه.
اخلاق فردی هم خیلی تاثیر گذاره و خیلی وقتها مشکل از کار
تیمی نیست. از یک فرد به خصوصه!
باید
بیشتر تمرین کنیم.
CGART :
و
در آخر چه صحبتی به عنوان یک هنرمند مطرح در این شاخه
دارید؟ پیشنهادی هم به هنرمندان و هم به مسئولان دارید؟
در آخر دست پدر و مادرم و تمام استاد های نازنینم رو می
بوسم و به دوستداران و همکاران و هنرمندان توصیه میکنم که
تلاش و مطالعتون رو هیچ وقت کافی ندونید و همیشه به دنبال
جدیدترین ها باشیدو
توی این بازار آشفته امیدتون رو از دست ندید.
و این بیت رو هم تقدیم می کنم به مدیران و مسئولین
بزرگوار:
گوش اگر گوش تو و ناله اگر ناله ی من
آنکه البته به جایی نرسد فریاد است.
CGART :
ممنون
از اینکه دعوت من رو پذیرفتید. با آرزوی موفقیت و شادکامی.
با بهترین آرزوها برای
شما:
علیرضا
لطفعلی خانی |