مصاحبه با هنرمندان

 
 
نام هنرمند : علیرضا لطفعلی خانی  
تاریخ مصاحبه : دی 1387  
وب سایت : http://www.lotfalikhani.com  
   
   
   
   


تمامی حقوق بخش مصاحبه متعلق به سایت
cgart.ir است. استفاده از مطالب و عکسها در صورت هماهنگی با info@cgart.ir مجاز است.

 

CGART :  با سلام لطفاً کمی خودتون رو برای ما معرفی کنید.

 سلام. علیرضا لطفعلی خانی هستم. متولد 19/10/1361 و این مصاحبه رو در این ماه به فال نیک می گیرم.

 CGART :  در چه رشته ای به تحصیل پرداختید و چه طور شد که وارد دنیای هنر شدید؟

 فارغ التحصیل مهندسی مکانیک کشاورزی هستم و دقیقاً در تاریخ 19/10/1361 بود که پا به دنیای هنر گذاشتم! نقاشی رو از دو سالگی شروع کردم و به پیشنهاد مدیر مهدکودکمون تمام دیوارها و پنجره های مهد رو نقاشی کردم!!! 7 سالم بود که اولین نمایشگاه انفرادیم به همت مادرم برگزار شد و دقیقاً همون سال موفق به کسب مقام اول رشته نقاشی در سطح دانش آموزان کشور شدم. به غیر از نقاشی ، دستی هم در موسیقی و ساختن ماسک ، عروسک و کولاژ داشتم که متاسفانه بعد از گذشت سالها فقط یک خاطره ی کمرنگ ازشون باقی مونده.

 CGART :  چه طور به انیمیشن علاقمند شدید و در چه شاخه ای به فعالیت می پردازید؟

 وقتی صدای ضبط شده ی خودمو که از 4 سالگی برام به یادگار مونده گوش میکنم نصف بیشترش آهنگ پلنگ صورتیه!!! عروسکشم داشتم که براش کلاه و لباس خواب دوخته بودم!

مثل همه ی بچه های دیگه از کشیدن انیمیشن های دو فریم روی کاغذ لذت می بردم و با دیدن کارتون هایی مثل Heman  و Batman فقط حال میکردم! ولی شاید بشه گفت اولین باری که آرزو کردم انیمیشن بسازم زمانی بود که کارتون پری دریایی Little Mermaid - - رو دیدم. رنگ ، موسیقی ، کاراکترها و فضای زیر آب منو مسحور خودش کرده بود. بزرگتر که شدم با دیدن کارتون هایی مثل Lion King – Space jam – Iron giant – beauty & the beast  واقعاً توی تصمیمم به یقین رسیدم. با این کارتونها زندگی میکردم و حتی گریه!

من شخصاً طراحی کاراکتر ، کانسپت و استوری بورد رو ترجیح میدم ولی در حال حاضر بیشتر کار گرافیک و تصویرسازی می کنم .

 

   

 



CGART :  چه چیزی انگیزه ی کار و فعالیت در این راه رو به شما میده؟ و از چه منابعی برای فراگیری استفاده کردید؟

 لذت تموم کردن یه نقاشی یا انیمیشن با هیچ لذتی قابل مقایسه نیست. باید عاشق کاری که می کنی باشی.

وقتی مشغول کارم خوب دقت میکنم که چیزیو از قلم نندازم و بعد از اتمام کار با نگاه یک منتقد سختگیر بهش نگاه میکنم. احساس عدم رضایت از کارهام منو تشویق به کار بیشتر میکنه. هر وقت از کارت راضی شدی نقاشیو بذار کنار! اینو باب راس گفته!

کتابهای خوبی که در این زمینه مطالعه کردم و میشه گفت که توی پیشرفتم واقعاً مدیون اینترنت هستم.

 CGART :  از چه زمانی به کار حرفه ای مشغول شدید  و در چه بخشی به طور حرفه ای کار می کنید؟ 

تقریباً از سال 81 شروع به کسب درآمد از هنرم کردم. به عنوان یک هنرمند ، واقعاً توی تجارت ضعیف بودم!

کارم رو به عنوان کمک مشاور در یک پیش دانشگاهی شروع کردم و برای دانش آموزان هفته نامه چاپ میکردم که 4 سال لذت کار در آموزش و پرورش رو تجربه کردم. همون سال مدت کوتاهی با موسسه ی اندیشه سازان همکاری کردم و کاریکاتور های آموزشی برای کتابها و جزوه هاشون می کشیدم که متاسفانه با بسته شدن موسسه این همکاری به پایان رسید.

تقریباً 3 سال پیش وارد شرکت صبا شدم و مدت 6 ماه با تمام وجودم در بزرگترین پروژه ی سینمایی اون زمان کار کردم که متاسفانه فعالیتمون به هیچ نتیجه ای نرسید و یک روز که با ممانعت حراست برای ورود به شرکت روبرو شدم دیگه پشت سرم رو هم نگاه نکردم! تمام بچه های این پروژه با همین روش از صبا بیرون اومدن!

جسته و گریخته با خیلی از شرکت ها همکاری داشتم  وحتی تدریس هم می کنم. ولی چند وقتیه که مشاور هنری یک شرکت امریکایی هستم.

 CGART :  آیا برای رنگ امیزی و رندر کارهاتون از اول با CG شروع کردید؟ چه طور؟

 286! یا شایدم 486! اولین رایانه ای که فقط باهاش نقاشی میکشیدم!!! با برنامه ی Delux paint که شبیه windows paint  الان بود شروع کردم اما بیشتر کارهام با مدادرنگی بود و تجربه ی اصلی من در رنگ بیشتر مدیون کار با مدادرنگیه. اون موقعها یه چیزایی راجع به قلم نوری شنیده بودم ولی دامنه ی کار با موشواره ! خیلی محدوده و طبیعتاً نتیجه ی دلخواه شما 100 % حاصل نمی شه.

بعضی وقتا با حسرت به مدادرنگیام نیگا میکنم! الان دیگه تمام کارهامو CG انجام میدم.

CGART : چه مقدار یک کار حرفه ای میتونه مدیون تکنیک باشه؟ به طور کلی تکنیک چقدر مهمه و چقدر باید برای اون وقت صرف کرد؟

 کار حرفه ای یعنی کار حرفه ای!!! پس تکنیک خیلی مهمه. ولی هنر های دیجیتال قبل از اینکه تکنیک باشه هنره.  خیلی مهمه که شما به روز باشید و از تمام جزئیات برنامه ها آگاهی داشته باشید، ولی اگر زیبایی شناسی نداشته باشید و یا حرفی برای گفتن نداشته باشید، سطح کارتون در حد استفاده ی صرف از ابزار پایین میاد. مثل خیلی از کارهای پر زرق و برقی که چشم ما رو به خودش جلب می کنه ولی به خاطر عدم توازن بین تکنیک و محتوا خیلی به دل نمیشینه. مثل  خیلی از کارهای تجاری و هالیوودی.

رایانه هم دقیقاً مثل بقیه ی ابزار هنری میمونه که هنرمند باید ازون استفاده کنه، نه اینکه رایانه هنرمندو به کار بگیره . پس اگر شما در مبانی هنر کمی مطالعه کرده باشید و پایه ی خوبی در طراحی و رنگ و ... داشته باشید، حتماً در هنر دیجیتال هم موفق میشید.

به نظرم نسبت بازده به زمان مصرفی میشه تکنیک. پس فراگیری تکنیک های دیجیتال راه رو برای شما باز میکنه ولی از تکنیک های هنری هم نباید غافل بشید.

CGART :  دوست دارم اولین کار CG شما رو ببینم. لطفاً در موردش برامون توضیح بدین. 

متاسفانه فلاپی های باقی مونده از دوران کودکی کار نمی کنن ولی اولین کارهایی که با Photoshop انجام دادم رو دارم:

با ساده ترین ابزار ممکن مثل select ، line و bucket کشیدمشون و هنوز tablet نداشتم. بعد ها با خریدن یک تبلت کوچک کارمو که خیلی هم برام جدی بود شروع کردم. اوایل به خاطر نداشتن علم لازم برای کارهای پر تکلف ، این کار در حد اسکچ زدن دیجیتال متوقف شده بود. اما بعد از آشنایی من با هنرمندان cgsociety و پیگیری کارهاشون سعی کردم تا کمبود استاد رو با دیدن کارهای خوب و تجزیه و تحلیلشون برای خودم جبران کنم.

مثلاً این خرگوش یک تمرین کوتاه بود برای اینکه به خودم ثابت کنم میشه با یک pentium 2 داغون وبدون امکانات خیلی خوب ، یه نقاشی خوب کشید!

 



 


CGART :
و آخرین کارتون؟! در مورد این کار هم توضیح بدید لطفاً.

 آقای ایکس بینی که به خاطر بینیش بو های فرا زمینی رو حس می کنه ولی به طور معمول با ماسک مخصوصش نفس میکشه تا بتونه بوهای عادی رو هم حس کنه. همونطور که هر چیز مادی یه بویی داره ، هر چیز معنوی هم برای ایشون قابل بوییدنه. مثل بوی اتفاقهای خوب یا بد و... و به خاطر استشمام بوهای بد و دردناک به این حال و روز افتاده.

برای کشیدن این کار خیلی وقت صرف کردم و برای اینکه ظرافت داشته باشه ، واقعاً وسواس به خرج دادم. بیشتر از قلموهای نرمال فتوشاپ استفاده کردم و وقتی دستشو تموم کردم خودم باورم نمی شد! با این حال هنوز راضیم نمی کنه.





CGART :  تا جایی که می دونم یکی از کارهاتون در کتاب Exotique چاپ شده. درسته؟ میشه کمی درباره ی کتاب و کارتون توضیح بدید؟

 در Exotique - کتاب زیباترین کاراکتر های دیجیتال جهان - هر سال آثار حدوداً 200 نفر از هنرمندان دیجیتال دنیا چاپ میشه که در سال 2007 این اثر من برگزیده شد و به چاپ رسید. فراخوان این کتاب و کتاب های مشابه هر سال در سایت cgsociety.org درج میشه.

در مورد کار هم باید بگم که به غیر از تکنیک و معیار های هنری ، یکی از شرایط  برای پذیرفته شدن کاراکتر برای چاپ ، حس داشتن و تاثیرگذار بودن نقاشی بود که برای رسیدن به این منظور تمام تلاشمو کردم. فرم صورت این نقاشی رو از روی عکس یک دختر ایرانی الهام گرفتم و با تخیل خودم بهش شاخ و برگ دادم. نه مدلی داشتم و نه وقت کافی. ولی دغدغه ی کشیدن یک کاراکتر با چشم و ابروی تیره و خصوصیات ایرانی ذهنم رو به خودش مشغول کرده بود. معمولاً کشیدن یک کاراکتر با چشم و موی روشن خیلی نتیجه بخش تره و این رنگ تیره کار منو سخت تر میکرد. ولی من تصمیمو گرفته بودم!!! چیز دیگه ای که توی این کار برام مهم بود کشیدن یک چهره ی صرفاً زیبا نبود ، بلکه زیبایی در عین مریضی و همینطور جذابیت در عین ترس بود!!! میخواستم همونقدر که ممکنه جذاب و دلبر به نظر میاد کمی هم ترسناک باشه. فرصت پیدا کردن اسم خوب هم نداشتم ، برای همین یه همچین اسمی داره!



 


CGART :
   هدف نهاییتان چیست؟

 به نظرم هنری به درد می خوره که بعد از ارائه به هرکسی بتونه بهترین تاثیرو بگذاره و تا جایی که میتونه احساسات خوب رو در افراد زنده کنه. هدف من هم در هنر فقط رسیدن به این جایگاهه  و حتی اگر روزی بیاد که فقط یک نفر رو به فکر وادار کرده باشم و احساس خوبی رو درودش به وجود آورده باشم کافیه. ولی هنوز خودم رو خیلی دور از اون جایگاه می بینم و دارم براش تلاش می کنم.

 CGART :   برای خلق یک کاراکتر چه مقدماتی لازمه؟ آیا در پروژه ها آزاد به خلق کاراکتر دلخواه هستید یا طبق برنامه باید عمل کرد؟

 برای خلق یک کاراکتر به خیلی چیزا احتیاج داریم که برایند همه ی اونها مهمه. دونستن آناتومی الزامیه و اینکه بدونید با تغییر اجزای آناتومی چه بلایی سر کاراکترتون می آد. چیز دیگه ای که فکر می کنم خیلی مهمه درک هنرمند از چهره ی افراده، یا بهتر بگم روانشناسی چهره. به غیر از دانستنی های آکادمیک، حس شخصی هنرمند در روند ساخت هر اثر هنری تاثیر غیرقابل انکاری داره که کاراکتر هم از این قانون پیروی می کنه. تجربیات در روابط اجتماعی و شخصی هنرمند هم کاملاً مهمه. قدرت طراحی لباس ، زیورآلات ، وسایل و چیزهایی که باعث باور پذیرتر شدن شرایط کاراکترتون میشه رو دست کم نگیرید. جزئیات کولاک می کنه.

خیلی وقت ها شرایط اجازه نمیده که در مورد کار مطالعه داشته باشیم ولی مطالعه درباره ی سوژه ی درحال طراحی حتماً لازمه. مثلاً اگر داریم یک کاراکتر بنگالی میکشیم براش لباس افغانی نکشیم! فقط خواستم یه مثالی زده باشم!!!

میمیک  صورک هم خیلی مهمه. برای اینکار میتونید از آینه استفاده کنید. اونوقته که به استعدادهای کشف نشده ی خودتون پی میبرید!

دیگه اینکه خیلی از چیزها بدیهی هستن و احتیاجی به مطالعه ندارن. مثلاً اینکه اصلاً دلنشین و دلچسب شده یا نه!؟ یا حسی رو که باید داشته باشه داره یا نه!؟ اصلاً پایی که براش کشیدیم قدرت تحمل وزنشو داره؟ یا اگه عمداً اونو کوچیکتر طراحی میکنیم به چه نتیجه ای میخوایم برسیم؟ و چیزهایی ازین دست. البته هیچوقت مشورت گرفتن رو فراموش نکنید.

طراحی کاراکتر واقعاً لذت بخشه، چون با کوچکترین تغییر در یکی از اجزا، شما کاملاً متوجه تغییر در رفتار ، واکنش ها و حرکت هاش میشید ولی اگر قرار باشه که یک کار تیمی انجام بدید و تابع نظر یک سلیقه باشید، باید تمام دانشتون رو به کار بگیرید تا برایند کلی کار متعلق به اون فضا باشه . توی کار تیمی باید تابع شرایط پروژه باشید.

 CGART :   بیایید کمی راجع به CG و انیمیشن در ایران بحث کنیم. نظرتون راجع به این صنعت در ایران چیست؟ 

راستش خیلی دل خوشی ندارم که راجع بهش صحبت کنم ولی با داشتن استعدادهای خوب و پتانسیل بالا متاسفانه اون جایگاهی رو که ازش انتظار میره نمی بینم و هنوز اونطور که باید، شناخته شده نیست. نسبت به چند سال پیش خیلی پیشرفت کردیم ولی وقتی مدیر یک موسسه ی هنری و یا حتی یک تهیه کننده از ساده ترین و بدیهی ترین چیزهای این هنر- صنعت اطلاعی ندارن وضعیت خوبی رو نمیشه ازش انتظار داشت. بخش خصوصی و هنرمندان بی ادعا و بدون پشتوانه بیشترین خدمت رو به انیمیشن کردن. وضعیت انیمیشن هم یه جورایی شبیه وضعیت کشاورزیه: همش روی دوش کشاورز بیچارس. به قول یکی از همکارام از کار معدنم سخت تره! 

CGART :   چرا شرکت معتبری مثل صبا با وجود در اختیار داشتن امکانات و نیروی کارآمد هنوز حرفی برای گفتن  ندارد؟ 

به نظرم صبا هم حکم دلال انیمیشن رو داره و هم حکم کارفرما. شما کارهای خوبی هم میبینید که با آرم صبا تولید میشن ولی محصول صبا نیستن و به سفارش صبا توسط شرکتها و افراد دیگه ای ساخته شدن. اما در مجموع با اینکه خیلی ها رو اونجا میشناختم که واقعاً برای انیمیشن ایران زحمت می کشیدن ولی این ضعف دلایل زیادی می تونه داشته باشه. به نظرم اولیش ضعف مدیریته، بدون شک.

دومیش  توخالی بودن و نبودن یک روند منطقی برای مفهوم کار هست. این دومی خیلی فکر منو به خودش مشغول کرده بود و چون به جواب درستی نرسیدم بی خیالش شدم. بذارید یه مثال بزنم. الگوی ساخت یک انیمیشن در صبا معمولاً برگرفته از الگوی امریکایی یا بهتر بگم الگوی انیمیشن های والت دیزنیه و همونطور که میدونید توی اکثرشون هم آواز ، رقص ، عشق و هزاران چیز غیر قابل تصور برای انیمیشن ما وجود داره. پس وقتی می خوایم با این الگو که کاملاً مادیه کار مذهبی و معنوی انجام بدیم نتیجش همینی میشه که میبینید!  صبا توی کلیشه دست و پا میزنه. یا بهتر بگم غرق شده.

بخش سومش برمیگرده به هنرمند ما. عدم آشنایی با تکنیک های روز ، انجام کار فقط به منظور گذران و کسب حقوق ماهانه به خاطر اجبار زندگی ، نداشتن آرامش روحی و احترام و ارزش اجتماعی و هزاران چیز دیگه که دست به دست هم میده تا شما کار خوبی ارائه ندی. همینطور باز نبودن دست هنرمند برای خلاقیت بیشتر و یا هم طراز شدن بهای کار خوب با کارهای معمولی تر و در نتیجه اجبار برای  پایین آوردن سطح کار و ... باعث این ضعف میشه.

یک دلیل دیگه هم میتونه سفارشی کار کردن باشه ، به این معنی که شما مجبور به تامین رضایت سفارش دهنده باشید و هر چیزی که توی سلیقه ی ایشون هست رو اجرا کنید!

این همه معادله! ریاضیدانم باشی از پسش بر نمیای چه برسه به انیماتور!

 CGART :   و به نظر شما چرا اینقدر انیمیشن در ایران به ساخت تیزر و انیمیشن های تبلیغاتی و تجاری محدود شده؟ چرا از هنر اثری نیست؟

 اگر از انیمیشن به معنی درستش حمایت بشه ، هستن کسایی که دغدغه ی ساخت انیمیشن های خوب رو دارن و تنوع و کیفیت کارها هم حتماً بالا میره. ولی تا جایی که می دونم همه جای دنیا بیشترین تولیدات مربوط به کارهای تجاری میشه. اما یک فرق بزرگ بین این کارها وجود داره. اینجا کارفرما به خودش اجازه میده تا  دقیقاً توی کار شما دخالت کنه و اعمال سلیقه و نظر کنه.

مشکل دیگه مافیای تبلیغاته که به خاطر دراختیار داشتن دقایق عمده ی تبلیغات تلویزیونی ، کارهای معمول رو به خورد ملت میده! در یک همچین شرایطی هرکی قیمت پایین تری بده برده. پس کار هنری خیلی مورد توجه قرار نمیگیره. در صورتی که تبلیغات خوش ساخت و هنری همه جای دنیا طرفدار داره  و باعث جلب مشتری میشه حتی ایران، ولی مشکل اصلی تولیده!

همین الان هم بعضی وقتا تبلیغای خیلی هنری و خوش ساخت و خوش فکری میبینم که قابل تحسینن ، ولی عمده ی تبلیغات ما باعث آزار بیننده میشن تا جذب اونها.

 CGART :  همونطور که می دونید و می بینید ، توانایی های فردی در ایران با جاهای دیگه قابل رقابته اما چرا اثری از کار تیمی خوب نیست؟

 به چند دلیل: اول اینکه هرکسی نمیتونه خودش رو با هر شرایطی وفق بده و ازونجایی که کمتر کار تیمی کردیم و خیلی وقتا پیدا کردن آدمای هم هدف و هم جهت در یک جا خیلی سخت میشه،  خیلی از هنرمندا ترجیح میدن تنهایی کار کنن. خیلی از هنرمندای دنیا هم هستن که تنها کار میکنن ولی وقتی پای صنعت به میون میاد کار تیمی بهترین نتیجه رو میده. اما با مدیریت درست و هماهنگ. و دیگه اینکه بیشتر ما آچار فرانسیه ایم و در یک چیز خیلی جزیی تخصص لازم رو نداریم. میتونیم کار راه بندازیم و فعلاً خودش کفایت میکنه.

اخلاق فردی هم خیلی تاثیر گذاره و خیلی وقتها مشکل از کار تیمی نیست. از یک فرد به خصوصه!

 باید بیشتر تمرین کنیم.

 CGART :   و در آخر چه صحبتی به عنوان یک هنرمند مطرح در این شاخه دارید؟ پیشنهادی هم به هنرمندان و هم به مسئولان دارید؟

 در آخر دست پدر و مادرم و تمام استاد های نازنینم رو می بوسم و به دوستداران و همکاران و هنرمندان توصیه میکنم که تلاش و مطالعتون رو هیچ وقت کافی ندونید و همیشه به دنبال جدیدترین ها باشیدو توی این بازار آشفته امیدتون رو از دست ندید.

و این بیت رو هم تقدیم می کنم به مدیران و مسئولین بزرگوار:

گوش اگر گوش تو و ناله اگر ناله ی من

آنکه البته به جایی نرسد فریاد است.

 CGART :   ممنون از اینکه دعوت من رو پذیرفتید. با آرزوی موفقیت و شادکامی.  

 با بهترین آرزوها برای شما:

علیرضا لطفعلی خانی



تمامی حقوق بخش مصاحبه متعلق به سایت cgart.ir است. استفاده از مطالب و عکسها در صورت هماهنگی با info@cgart.ir مجاز است.
 

 

Copyright © 2008 - www.cgart.ir - All rights reserved